دروغ گوبلزی ظریف و غرولندهای ستایش‌گران او

احمد هاشمی، کارمند پیشین وزارت خارجه

سخنان اخیر محمدجواد ظریف مبنی بر اینکه هیچ روزنامه نگاری در ایران بخاطر ابراز عقیده و نظرش زندانی نیست شگفتی و واکنش گسترده طرفداران و ستایش‌گران دولت تدبیر و امید را در شبکه‌های اجتماعی به همراه داشت.

به‌نظر می‌رسد آنچه جای شگفتی دارد نه سخنان ظریف بلکه همین شگفتی و حیرت دوستداران و شیفتگان او می‌باشد چرا که ممکن است در خصوص سرشت و چیستی جمهوری اسلامی‌ که ملغمه‌ای نامتجانس از خداسالاری و مردمسالاری است - اختلاف نظر وجود داشته باشد ولی پس از گذشت بیش از سه دهه از عملکرد آن، دیگر حتی خوش باورترین ناظران بی‌طرف هم در مورد عدم صداقت و گزافه‌گویی مقامات جمهوری اسلامی‌ اتفاق نظر دارند.

بر کسی پوشیده نیست جمهوری اسلامی‌ برپایه اصولی بنا شده که با هم‌گرایی منطقه‌ای و صلح جهانی سر ناسازگاری دارد. به دلیل دارا بودن همین اصول و ارزش‌های مغایر با نرم‌های پذیرفته شده بین‌المللی، جمهوری اسلامی‌ به‌جای بازی در چارچوب قواعد حفظ وضع موجود همواره به دنبال شکستن ساختار حاکم و تغییر وضع موجود بوده است. در خصوص اصول و ارزش‌هایی که مانع از هم‌گرایی و ادغام ایران با نظام بین الملل  می‌باشد  می‌توان به‌این موارد اشاره کرد:

 یک- آرمان صدور انقلاب اسلامی‌ که لازمه آن توسل به توسعه‌طلبی، مداخلات منطقه‌ای، حمایت از خشونت و نا امنی و گسترش تروریسم می‌باشد؛

دو- ساختارشکنی و مبارزه با نظم مستقر بین‌المللی با رویکرد ایدئولوژیک دفاع از حقوق محرومان و مستضعفان و استکبارستیزی؛

سه- عدم شناسایی کشور اسرائیل که توسط اکثر کشورها، سازمان ملل و نهادهای بین‌المللی دیگر به عنوان کشوری دارای حاکمیت به رسمیت شناخته شده است؛

و چهار- خصومت با غرب و سر دادن شعار «مرگ» بر ضد آمریکا و دیگر کشورهای پیشرفته که از جمله نمودهای سیاست خارجی ستیزه جویانه جمهوری اسلامی‌ می‌باشد.

   

واکنش‌ها به سخنان ظریف و چند سوال

یکی از ابزارهای مورد استفاده در نظام‌های حکومتی تمامیت خواه، ماشین تبلیغات، گزافه‌گویی و دروغ‌پراکنی است بطوری‌که در دوره آلمان نازی که سودای سروری‌ نژاد به اصطلاح برتر آریایی بر دیگر نژادهای پست روی زمین را داشت جوزف گوبلز، وزیر تبلیغات دولت هیتلر وظیفه تهییج احساسات مردمی‌ را برعهده داشت. او معتقد بود: «دروغ هر چه بزرگ‌تر باشد باور آن برای مردم راحت‌تر است.»

همین‌طور، وقتی در سال ۲۰۰۳ جرج بوش تصمیم به حمله به عراق گرفت در حالی‌که در روزهای پایانی هفته سوم این حمله، نیروهای آمریکایی در حال جنگ تن به تن در خیابان‌های بغداد بودند سعید‌الصحاف، رئیس دستگاه تبلیغاتی صدام حسین، دیکتاتور سابق عراق خبر از زمین‌گیر شدن نیروهای آمریکایی در مرداب‌های جنوب این کشور  می‌داد.
 

آیت الله خمینی، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی‌ هم در استفاده از تبلیغات و گزافه گویی ید طولایی داشت ولی شاید تفاوت او با گوبلز و سعید‌الصحاف استفاده از دستاویز دینی و مذهبی از قبیل مخفی کاری و یا «تقیه» (بنا بر برخی روایت‌های اسلامی‌ ۹۰ درصد دین از تقیه تشکیل شده است)، دروغ گویی در قالب دروغ مصلحت آمیز شرعی و فریب کاری و نیرنگ در قالب آیه «و مکروا و مکرالله والله خیرالماکرین» بود.

یک- با توجه به‌اینکه شالوده جمهوری اسلامی‌ بر پایه دروغ و ریا و تقیه بنا شده و وقتی بنیان‌گذار آن در پاریس وعده می‌دهد  در ایران ساختار دموکراتیکی مانند جمهوری لائیک فرانسه را تاسیس کند ولی بعد از قبضه قدرت در تهران زیر قول خود زده و یکی از سرکوب‌گرترین رژیم‌های حکومتی را پایه گذاری کرده و با قهقهه‌ای مستانه می‌گوید «خدعَه کردم!» چرا یک دروغ هر چند فاحش جواد ظریف، دوستان و دوست‌داران او را اینچنین برآشفته کرده است؟

دو- درست است که محمود احمدی‌نژاد رکوردار دروغ و تحریف در طول تاریخ معاصر کشور است ولی مطمئنا این نخستین بار نیست که دولت تدبیر و امید متوسل به دروغ‌های شاخدار  می‌شود. همین سال گذشته بود که رئیس جمهور در نیویورک گفت هیچ روزنامه نگاری به دلیل فعالیت‌های حرفه‌ای بازداشت نشده است و وقتی برخی به‌این سخنان روحانی اعتراض کردند خانم الهام امین زاده معاون حقوقی او همین ادعا را تکرار کرد. پس این همه واکنش و غرولند برای چیست؟

سه- هر چند همواره اصلاحات تدریجی را به تغییرات سریع و انقلاب‌های عمدتا ویران‌گر (از جمله انقلاب سال ۵۷ که حکم از چاله در آمدن و در چاه افتادن را داشت) ترجیح  می‌دهم ولی معتقدم جمهوری اسلامی‌ ساختاری اصلاح ناپذیر است چرا که همه کورسوهای امید برای اصلاحات تدریجی و آرام را بسته است. با این وجود، یکی از روزنامه نگاران سرشناس طرفدار اصلاحات و دولت تدبیر و امید [مسیح علی‌نژاد] از سخنان دروغ ظریف شوکه شده و در اعتراض به‌این سخنان، ویدیویی منتشر کرده که در آن زار زار گریه  می‌کند. حال باید از ایشان پرسید بر چه پایه و اساسی به اصلاحات و وقوع تغییرات مثبت در ساختار جمهوری اسلامی‌ باور قلبی داشتند که شنیدن یک دروغ از رئیس دستگاه سیاست خارجی آن، چنین منقلب‌شان کرده است؟

چهار- فعالانی که تلاش  می‌کنند هر گونه مخالفتی با سیاست‌های دولت تدبیر و امید را بی‌اثر کنند تا به تعبیر خود دولت روحانی بتواند به وعده‌های خود جامه عمل بپوشاند باید توضیح دهند این دولت چه دستاورد بخصوصی در عرصه سیاست داخلی و خارجی خود داشته است. چرا که برخلاف تعریف و تمجیدهایی که از دولت کنونی صورت می‌گیرد بر طبق اظهارات سازمان‌های حقوق بشری، در این دوره تعداد اعدام‌ها و بویژه اعدام نوجوانان زیر سن قانونی در کشور رشد چشم گیری داشته و محدودیت‌ها بر روزنامه نگاران، روشن‌فکران و فعالان سیاسی و اجتماعی بیشتر شده است.

پنج- بهتر است کنش‌گرانی که ظریف را دیپلماتی بی‌نظیر و کارکشته دانسته و او را به امیرکبیر و مصدق زمان و برژینسکی و گورباچف ایران ملقب کرده‌اند توضیح دهند این خوش بینی و کیش شخصیت‌سازی از کجا سرچشمه می‌گیرد. آیا آنها هر گونه نشانه‌ای از دموکراسی خواهی و حقوق بشر محوری در کارنامه ظریف به عنوان یکی از کارگزاران امتحان پس داده نظام مشاهده کرده‌اند.

=====

توضیح خودنویس: ویدئوی گریه مسیح‌علی‌نژاد برای سخنان ظریف پس از انتشار این مطلب بدون هیچ توضیحی از صفحه فیس‌بوک او  حذف شد. لینک ویدئو در یوتیوب

۴.۵

دیدگاه‌ها

آقای ظریف مطلب جالبی دیدم که متاسفانه نام نویسنده آنرا به یاد ندارم، اما مضمون نوشته این بود که آقای ظریف بفرمایید گناه خانم نرگس محمدی اگر به خاطر عقایدش نبود، پس بفرمائید آیا ایشان موشک و نارنجک و کلاشنیکف با خودش حمل کرده بود؟ درضمن شما که گفته این مجید توکلی را نمی شناسید البته مجید توکلی را تقریبا نصف مردم دنیا می شناسند اما جالب است که وزیر خارجه باسواد ما نمی شناسد خوب البته ایرادی هم به او نمیتوان گفت که ایشان به تعبیری جعفرخان ازفرنگ برگشته هستند و زیاد با ایرانیان آشنائی ندارند . اما ازکسی که مجید توکلی را می شناسد بپرسید که این دانشجو برای چه پنج سال است در زندان بسر برده و تا یکی دوهفته پیش حتا به او مرخصی هم نداده بودند. او درضمن اضافه کرده بود که اگرخواستید من میتوانم اسامی سیصد چهارصد نفر را هم که به خاطر عقاید سیاسی به زندان افتاده اند، همینجوری ازحفظ برای شما بفرستم. حال من اضافه میکنم آقا ظریف مگر این مرده ریگ پست و مقام و مزایا و حق سفره و هزینه سفر های آن چقدر می ارزد که انسان ارزش ها و اعتقادات خود را فراموش کرده پا روی آنها بگذارد به رسانه های بین المللی که ازهمه جا خبردارند، اینگونه آشکارا دروغ بگوید. پس فرض تو با احمدی نژاد بیسواد و نادان و هوچی چیست. مگر یادت نمی آید که وقتی ازقدرت کنارت گذاشته بودند، چطور مفتخربودی که سالهاست ازاینها بدوری؟ چرا باز حب جاه و مقام یا به تعبیر من مرده ریک پست ومقام اینگونه جلوی چشمانت را گرفت و خود را به این چاه بدنامی پرتاب کردی؟ آیا واقعا ارزش داشت؟

Dalahu
بنده با این فرمایش نویسنده که: "بنا بر برخی روایت‌های اسلامی‌ ۹۰ درصد دین از تقیه تشکیل شده است" مخالفم. از قضا بنا بر بسیاری از روایات اسلامی ۹۰ درصد دین از امور اپیلاسیون، ساپورت خانمها و آداب اطاعت خانمها از همسرانشان حتی در پشت شتر تشکیل شده است.

جالب است که حالا می‌گوید پاسخش در مورد آزادی عقیده و بیان را برای موضوع جیسون رضائیان تنظیم کرده بود. یعنی اینکه جیسون رضائیان به جرم خبرنگاری نیست که زندانی است قانون شکسته است. این به قول معروف «لاین» را برخی از روزی‌نامه نگاران پر و بال داده‌اند. به عبارتی این «بچه امریکایی» را که ما به او چراغ سبز دادیم که بیاید ایران و از سجایای «اصلاح‌طلبی» گزارش بفرستد می‌توان در راه اهداف بزرگ امت مسلمان قربانی چک و چانه‌زدن‌های دیپلماتیک کرد. خیرات و برکاتش سرانجام به امت مسلمان روزی‌نامه نویس باز خواهد گشت.

خانم علینژاد فرموده‌اند: «ویدیویی که با شما به اشتراک گذاشتم حالِ یک لحظه ام بود مثل خیلی از ماها که با شنیدن دروغ گاهی ناتوان می شیم و یاد دلتنگی ها و آوارگی هامون می افتیم»،.. آخ... بمیرم برای دلتنگی‌های ایشان و همچنین آوارگی‌های ایشان، و ای کاش ما هم مثل ایشان، با همه امکانات ایشان و در جایی که ایشان حضور دارند آواره می‌شدیم، آنوقت شاید اصلاح‌طلب هم می‌شدیم، شاید هم اسم خودمان را می‌گذاشتیم «نوح صبورنژاد» که با مسماتر است برای اصلاحاتی که قرار است تا چند قرن دیگر حاصلی عینی دهد... حتما یک صفحه فیسبوکی هم در جهت حمایت سیاست‌های خارجی دولت روحانی می‌ساختم با عنوان«زندان‌های یواشکی» یا «زندانی‌های یواشکی» یا «اعدامی‌های یواشکی»...

برخی از صافکاران محله اعتدال در رابطه با پاسخ آقای ظریف نوشته‌اند: «سیاست همین است دیگر» یا «او یک دیپلمات است» یا «کار سیاستمداران در همه جا توام با دروغ و فریبکاری است»... برای من این پرسش ایجاد شده که اگر آلزایمر نداشتیم چگونه باید فردا و فرداهای دیگر سخن و خبر و وعده و وعیدهای این سیاستمداران وطنی را باور می‌کردیم و باورمان می‌کردانند!