بیداری کروبی: بهتر از خواب‌زدگی خاتمی و شرکا

نامه شیخ مهدی کروبی به حسن روحانی، ماندگار است و ماندنی. کروبی گرچه یکی از کسانی است که در خلع آیت‌الله منتظری از قدرت و همراهی با احمد خمینی اثرگذار بود، حکم حکومتی خامنه‌ای را به خورد منتخبان مردم در مجلس ششم داد و جلوی «حاکم مستبد» نایستاد، اما بالاخره کاری را کرد که شاید، باید سال ۱۳۸۴ انجام می‌داد و مقابل کرنش خاتمی در تایید درستی انتخابات و مقابل خامنه‌ای و یارانش در علم کردن احمدی‌نژاد می‌ایستاد.

۱۶ سال گذشته از حکم حکومتی خامنه‌ای، ۱۱ سال گذشته از تجربه تلخ انتخابات ۸۴،  ۷ سال بعد از انتخابات پر از سوال ۸۸ و ۵ سال بعد از آغاز حبس، کروبی حرفی را زد که باید می‌زد.

شاید انتظار من نوعی از کروبی بیشتر از این حرف‌ها باشد. اما شیخ نشان داد حاضر نیست مثل روحانی جلوی مقام ولایت قد خم کند و مثل هاشمی رفسنجانی به خاطر یک توئیت اضافه به غلط کردن بیافتد و همچون خاتمی، چه در سال ۹۰ کورکورانه در دماوند رای دهد و یا امسال خوشحالی کند از رای مردم به رهبری.

​اگر آیت‌الله منتظری نزد بسیاری از مخالفان رژیم هوادارانی دارد، برای سخنرانی‌ها و جوک‌هایی نیست که درباره او گفته شده؛ برای ایستادن مقابل جریانی است که اعدام‌های ۶۷ را هدایت کرد. منتظری ایستاد، و کنارش گذاشتند؛ بقیه سکوت کردند، برای مدتی طولانی‌تر ماندنی شدند.

کروبی امروز شاید بتواند پیش خودش بگوید که شاید، زودتر از اینها مقابل «حاکم مستبد» باید می‌ایستاد. شاید خیلی‌ها همین را در دل بگویند و فقط به زبان نیاورند تا مبادا جنبش اعتراضی ضعیف شود. جنبش اعتراضی مردم وقتی ضعیف شد رهبران، قاعده بازی نظام را پذیرفتند. کروبی امروز ولی فقیه را در کلامش به زیر کشیده و او را «حاکم مستبد» می‌خواند. حاکمی که «عدل» در چنته‌اش نیست. او را حاکمی «نانجیب» می‌داند. 

سوال اینجا است که وقتی هاشمی و روحانی و خاتمی و بقیه در اظهار عشق و ارادت به خامنه‌ای کوتاهی نمی‌کنند، چرا باید امید مردمان به این بی‌صفتان قدرت‌پرست باشد؟

۴.۵۴