ایران از دست می‌رود

نگذاریم نابود شود و خودمان وضعیت را بدتر نکنیم

خنده‌دار است، وقتی می‌بینی جماعتی که حاضر نیستند به ایران بازگردند و از جمهوری اسلامی حمایت هم می‌کنند و رای دادن به کاندیداهای جنایت‌کار را توجیه. اینجا در آمریکا، از ارزش‌های دموکراتیک حمایت می‌کنند و از سر دموکرات شدن، طرفدار برنی سندرز می‌شوند. طرف می‌داند به خاطر گرایش جنسی‌اش، در ایران اعدام خواهد شد و اعدامش هم مورد تایید همه رفرمیست جماعت اسلام‌گرا است، اما به منابع خبری غربی، دروغ می‌گوید و وضعیت داخل را جور دیگری جلوه می‌دهد، انگار در ایران دموکراسی و ساختاری حقوق بشری حاکم است و منتقدان جمهوری اسلامی دارند دروغ می‌گویند. جالب آنکه خبرنگاران احمق از خود او نمی‌پرسند چرا به ایران باز نمی‌گردد؟ این دودوزه بازی‌ها، به من یکی نشان می‌دهد که رسیدن به یک ساختار انسانی و حقوق بشری در ایران، اگر غیر ممکن نباشد، بسیار سخت است. آیا خیال می‌کنید کسانی که در حفظ مشروعیت نظام شراکت کرده‌اند، در حفظ مانع برای ایجاد یک نمازخانه ساده برای اهل سنت تهران شریک نیستند؟ فکر می‌کنید در ظلمی که به بهایی‌ها، به دراویش، به یارسان‌ها و ... می‌شود شریک نیستند؟ بهشت و جهنم، همین‌جا است.

ظلمی که اینان امروز می‌کنند، اثرش را فردا یا خودشان می‌بینند، یا متاسفانه فرزندان و نسل‌های دیگرشان. آنها چه گناهی کرده‌اند جز داشتن والدینی که واقعیت را نخواستند ببینند؟

واقعیت این است که به اندازه لازم،  مردمان مسوولی نیستیم. به سرزمین‌مان عشق نمی‌ورزیم. به خاک و آب وطن اهمیتی نمی‌دهیم.

هزاران هزار جوان ایرانی برای حفظ یک وجب خاک جان داده‌اند، اما برای حفاظت از خاکی که فرسایش می‌یابد، از آبی که فردا می‌تواند فرزندانمان و نوادگان‌مان را از مرگ نجات دهد، هیچ کاری نمی‌کنیم.

شاید در باره سیاست، متفاوت فکر کنیم. 

شاید نگاه‌مان به آینده متفاوت باشد.

شاید...

اما چیزی که عوض نمی‌شود، علاقه‌مان و توجه‌مان به ایران است. حداقل تا حدی هنوز دوستش داریم!

سرزمین ایران به سوی نابودی پیش می‌رود و اگر شهروندان از حاکمان مسوولیت نطلبند و خودشان قدمی بر ندارند، در این نابودی سرزمین شریک خواهند بود.

تا چند سال دیگر، میلیون‌ها ایرانی مجبور به مهاجرت خواهند بود. چه رای داده باشند و چه رای نداده باشند. موافق و مخالف رژیم. آب، ایدئولوژی نیست. بود و نبودش واقعیت است.

اگر با هم مخالفیم، باشیم، مخالف بمانیم، اما برای نجات کشور می‌توانیم هم‌صدا شویم. می‌توانیم کار کنیم. می‌توانیم کاری کنیم.

در آگاه‌سازی هم‌وطنان‌مان، اعضای خانواده‌مان، همسایه و همکار، کوتاهی نکنیم.

۴.۴۴