مردم اندر یافتن فهم درست...نسبتاً

در طی یک هفته اخیر، نظرها و کامنت‌های متعدد پای خبرها و گزارش‌های محیط زیستی و یا مرتبط با خشکسالی در رسانه‌های مختلف را بررسی کرده‌ام. این بررسی و پژوهش در شناخت نحوه نگاه برخی شهروندان به مقوله‌های مورد نظر اهمیت ویژه‌ای دارد. به هر شکل، وظیفه منِ روزنامه‌نگار فقط پر کردن ساعات بیکاری خواننده نیست، و باید بتوانم بر اساس داده‌ها و اطلاعات، چیز جدیدی به او ارائه کنم که به کارش بیاید، و البته باید ببینم نظر خواننده محترم در مورد مسائل مختلف چیست و چه شناختی از واقعیت‌های موجود دارد؟

در میان کامنت‌‌ها، به چند نکته جالب بر خوردم. یکی اینکه برخی اعتقاد دارند حل مشکلات با خداوند است، در نتیجه مطالب نگران کننده منتشر شده در رسانه‌ها، عملا نادیده گرفتن قدرت خداوندی است.

دیگر آنکه، برخی بیان واقعیت‌های موجود که بسیار نگران کننده است را «سیاه‌نمایی» خوانده بودند.

بودند مخاطبانی که مسائل و واقعیت‌ها را می‌شناختند و دل‌نگران آینده ایران‌زمین بودند.

بحث من اینجا در باره کسانی است که خیال می‌کنند بیان واقعیت‌ها اگر با معیارهای‌شان همخوان نباشد، جز سیاه‌نمایی نیست.

برای این گونه‌مخاطبان شاید ارائه آمار و مدرک و سند، کفایت نکند. کسی که نسبت به افزایش جمعیت، در زمان کاهش میزان بارش سالانه بی‌تفاوت باشد و کاهش سطح آب‌های زیرزمینی را درک نکند، تا وقتی خودش تشنگی را تجربه نکرده باشد، قادر به درک خطر نیست. مثل این می‌ماند که از کسی که از سه حس بینایی و شنوایی بویایی محروم باشد، انتظار داشته باشیم که بوی دود هنگامه آتش‌سوزی را متوجه شود، آتش را ببیند و فریاد دیگران را هم بشنود. وای به روزگاری که چنین فردی حتی گرما را هم حس نکند. خب مسوولیت دیگران در قابل کسی که فاقد این حس‌ها است، چیست؟

بررسی کنید نسبت روزهای گرم سال را به روزهای سرد. بررسی کنید میزان تغییر بارندگی را به یک دهه پیش. بررسی کنید میزان تبخیر سالانه امسال نسبت به گذشته را. بررسی کنید نسبت آب‌های زیرزمینی امروز را به ۱۰ سال پیش. بررسی کنید میزان جمعیت را نسبت به ده سال پیش. بررسی کنید وضعیت تالاب‌های ایران را به ده سال پیش! مقایسه کنید میزان آب در واحد زمان رودخانه‌های کارون و زاینده رود را!

ده سال پیش، هم دریاچه پریشان زنده بود، هم بختگان. این همه نگران گاوخونی نبودیم! وضعیت دریاچه ارومیه اندکی نگران کننده شده بود. امروز کجاییم؟ جمعیت چقدر فرق کرده؟ تقسیم امکانات چگونه بود و امروز چگونه است؟

تقریبا، حسابِ دو دوتا، چهار تا است. میزان آب‌های زیرزمینی و مخازن آب روی زمینی، کمتر می‌شود. جمعیت بیشتر می‌شود. میزان تبخیر بیشتر می‌شود. بارندگی نسبتا کمتر شده و برف کمتری روی قله‌ها می‌نشیند. اگر همین روند به همین شکل ادامه یابد، خیال می‌کنید ده سال دیگر چه وضعیتی خواهیم داشت؟

با کسانی که بدون بررسی آمار نظر می‌دهند، مخالفم. اما با کسانی که آمار و داده‌های واقعی را نادیده می‌گیرند و خیال می‌کنند که «لطف خدا» شامل تنبل‌های منکر واقعیت هم می‌شود، خیلی مشکل دارم!

فراموش نکنیم که بدون آب، کشورداری، فعالیت سیاسی، امید به آینده، رسیدن به دموکراسی و ... و ... و... همه و همه باد هوا است.

کسانی که عبرت نمی‌گیرند، دل بینایی هم ندارند! حالا بیا و به ایشان ثابت کن که واقعیت‌ها را بیان کردن، سیاه‌نمایی نیست. 
 

این نجاست بویش آید بیست گام                    و آن نجاست بویش از ری تا بشام

بلک بویش آسمانها بر رود                         بر دماغ حور و رضوان بر شود

اینچ می‌گویم به قدر فهم تست                      مردم اندر حسرت فهم درست

۵