گرم‌تر شدن زمین، کاهش ذخیره برفی و اصرار بر سدسازی

به گفته‌ی رئیس سازمان جهانی هواشناسی، سال ۲۰۱۵ گرم‌ترین سال ثبت شده در تاریخ است. این بدان معنا است که میزان تبخیر بیشتر شده و احتمالا مقدار برف و یخ ذخیره شده در طول زمستان در مناطق کوهستانی، کاهش قابل ملاحظه‌ای یافته و می‌یابد. این‌که خیال کنیم امسال با اندکی بارندگی و سیل، مشکل کم‌آبی سال آینده حل شده، هم می‌تواند ناشی از ساده‌دلی‌مان باشد و هم عدم شناخت واقعیت‌های محیط زیست و زندگی‌مان.

طرفداران دل‌باخته و منفعت‌طلب سدسازی که خیال می کنند با ساخت مخازن روی زمین آب، مشکلات دوران خشکی و گرما حل می‌شود، می‌توانند  بررسی کنند مقدار تبخیر در سال ۲۰۱۵ چقدر افزایش یافته است. افزایش تبخیر، به معنای کاهش میزان آب سدها در طول زمان است.  فرض کنید پنج سال پیش که میزان بارندگی متوسط کشور ۲۵۰ میلی‌متر بود و میزان تبخیر سالانه ۲۰۰۰ میلی‌متر. حالا که بارندگی کاهش یافته و به سالانه ۱۹۸ میلی‌متر رسیده و گرما نیز بیشتر شده، آب بیشتری از مخازن روی زمینی تبخیر خواهد شد.

مساله‌ی دیگر، عدم دقت بخش بزرگی از شهروندان به میزان کاهش برف است. هر چه برف کمتری در کوهستان‌ها و یخچال‌های طبیعی داشته باشیم، میزان آب رودخانه‌ها در بهار و تابستان کاهش بیشتری خواهد یافت. اتفاقی که همین الان در کالفورنیا افتاده، کاهش میزان بارش برف است که مدیران آب و محیط زیست این ایالت را نگران کرده، و همین نگرانی را هم باید مدیران ایرانی داشته باشند، که گویا ندارند.

به قول دوستی، باید از اول گفته می‌شد «اگر برفی به کوهستان نبارد، مثال دجله گردد خشک‌رودی».

جمهوری اسلامی و مدیران وزارت نیرو با وجود دانستن خطرهای افزایش دما و افزایش میزان تبخیر، هنوز بخش قابل ملاحظه‌ای از بودجه سالانه را هزینه ساخت سدهایی می‌کنند که در عمل جز ضرر به محیط زیست و منابع آب، فایده‌ای نخواهند داشت. 

وجود میلیون‌ها هکتار آبرفت درشت‌دانه که قابلیت ذخیره‌ی آب را دارد، منفعتی برای مدیران مهاب قدس و قرارگاه خاتم‌الانبیا و سپاسد و آب و نیرو و مشانیر و .... نداشته و ندارد. وجود فساد در سازمان‌های آب منطقه‌ای و نهادهای پیگیر سدسازی فلات ایران را به نابودی می‌کشاند. رهبر جمهوری اسلامی به جای دادن ابلاغیه محیط زیستی، چرا نظارت را بر این نهادها شدیدتر نکرده است؟

افزایش گرمای زمین، سال سخت‌تری را برای ایرانیان به ارمغان خواهد آورد و بسیاری از تهرانی‌ها و ساکنان شهرهای وابسته به منابع آبی روی زمین مجبور خواهند بود هم قدر آب را بیشتر بدانند و هم مراقب مصرف آب باشند. هر دو، بد نیست، اما این وسط، کودکان و بیماران بسیاری، آسیب فراوانی خواهند دید. مسوولیت این آسیب بر عهده‌ی کیست؟

سوال همیشگی من این است: وظیفه شهروندان، به جز تایید سیاست‌های کلان، چیزی دیگری هم هست؟ اگر هست، این وظیفه چیست و چرا بسیاری از شهروندان ایرانی از سکوت بیشتر خوششان می آید تا مسوولیت خواستن؟ فرق شهروندان تهرانی با هموطنان چهارمحال بختیاری معترض به سیاست‌های وزارت نیرو چیست؟ این سکوت سهمگین کی پایان خواهد یافت؟

۵