خشونت‌گرایی دینی باید محکوم شود

آمدن آیت‌الله خمینی به ایران و قدرت گرفتن اسلام‌گرایان در سال ۱۳۵۷، منطقه خاورمیانه و جنوب غرب آسیا را برای همیشه تبدیل به سرزمینی بی‌تعادل و سرشار از قتل و ارعاب و خشونت کرد. تاثیر قدرت‌نمایی‌های اسلام‌گرایان ایرانی و نقض قواعد بین‌المللی از سوی اینان، همچون ویروسی، کشورهای منطقه را آلوده کرد. حمله به سفارت‌خانه‌ها مد روز شد و نادیده گرفتن پروتکل‌های بین‌المللی، خود تبدیل به پروتکل رسمی خشونت‌گرایان دین‌دار گردید.

دین و آئین و یا بی‌دینی هر انسانی محترم است. اما تحمیل ارزش‌ها از هر طریقی، به خشونت می‌انجامد. وقتی گروهی از سال ۱۳۵۷ قول دادند که «ارزش‌های اسلامی» را گسترش خواهند داد،  ممکن بود مخاطبان ساده‌دل خیال کنند که این گسترش، تنها پخش خوبی‌ها است، چه، همه خوبی‌ها را در دین و آئین می‌دیدند. اما مگر قتل منتقدان و مخالفان در صدر اسلام رخ نداده بود؟ آیا روش‌های پیامبر اسلام در حذف منتقدانی محدود، «اسلامی» نبوده است؟

مساله این است که تعریف مردمان هر مکان و هر زمان از دین متفاوت است. هر کسی متناسب با شرایط، از زوایای متفاوتی می‌تواند به خدا و دین و آئین بنگرد. تعریف یکی از خدا، وجودی مهربان است و دیگری، او را سخت انتقام گیرنده و بی‌رحم می‌بیند. به قولی، خدا، اختراع ذهنی هر بنی‌بشری هم می‌تواند باشد، چه، نگاهی که هر انسان به او دارد، کاملا ویژه است و متفاوت از باور و نگاه دیگران.

حال، در نظر بگیرید که مسلمان افراطی قائل به روش‌های صدر اسلام بخواهد خدای خشمگین خود را بر یک مسیحی و یا بی‌دین اروپایی تحمیل کند. انگار نه انگار که ۱۴۰۰ سال از آن روزگار گذشته و اثری هم از  تکامل عقلی بشر موجود نیست.

هر کدام از ما به‌‌نحوی دیده‌ایم که دین‌مان با بسیاری از یافته‌های بشری، همخوان نیست و گاهی جرات می‌کنیم حرفش را بزنیم و در اکثر مواقع، خودمان را سانسور می‌کنیم.

مساله مهم اما این است که بسیاری از جوامع صلح‌آمیز و معتدل مسلمان، در مقابل خشونت‌گران ساکت هستند و خیال می‌کنند که این سکوت، تامین کننده امنیت خودشان است. اشکال کار آنجا است که خشونت‌گران، در نهایت مسلمان و غیر مسلمان سرشان نمی‌شود. مگر بیروت را ندیده‌اید؟ مگر بسیاری از قربانیان خشونت‌گران در عراق و سوریه، مسلمان نبوده‌اند؟

بعد از حمله به دفتر مجله شارلی ابدو، بسیاری از گروه‌های اسلامی، سکوت خود را شکستند و خشونت را محکوم کردند. اما برخی دیگر هم بودند که به نحوی، خشونت را توجیه شده دانستند. توجیه خشونت، خطرناک است! توجیه‌گران خشونت، خودشان می‌توانند قربانیان بعدی خشونت‌گران باشند.

جمهوری اسلامی، منادی خشونت و تبعیض بوده است. باید دید میزان آگاهی ایرانیان برای مقابله با این خشونت‌گر بزرگ رشد کرده یا نه؟ کسانی که به بهانه انتقاد از خشونت پاریس، روش جمهوری اسلامی را توجیه می‌کنند، شریک جمهوری اسلامی هستند. مراقب این شریکان باشیم.

۴.۹۴