توكلي: ذهن مشايي بيمار است

اظهارات اسفنديار رحيم‌مشايي اكثراً دردسرساز بوده است. رييس دفتر محمود احمدي‌نژاد در همايش ايرانيان خارج از كشور به مكتب ايراني به جاي مكتب اسلامي پرداخت. سخنان او واكنش احمد توكلي رييس مركز پژوهش‌هاي مجلس را به دنبال داشت و آن را خيانت به ايران تلقي كرد. اين در حالي است كه مشايي در آخرين مصاحبه‌اش نظرات خود را هم‌راستا با نظرات آيت‌الله خميني دانسته و گفته است كه به خاطر ظلمی که برخی‌ها به او می‌کنند آنها را به خدا واگذار كرده‌است.

به گزارش مهر، مشايي در حاشیه مراسم بزرگداشت مقام خبرنگار و شهدای عرصه خبر و اطلاع رسانی در جمع خبرنگاران در پاسخ به پرسشي مبنی بر اینکه هدف شما از تاکید بر لزوم جایگزینی ترویج مکتب ایرانی به جای مکتب اسلامی چه بود ، گفت: «این حرف من جدید نبود و بارها آن را گفته‌ام. این حرف امام است. امروز حرف‌های مختلفی در دنیا به نام اسلام زده می‌شود که ما قبول نداریم.»

البته رييس دفتر احمدي‌نژاد در ارتباط با ادعاي خود به سند و يا متني از بينانگذار نظام اسلامي در ايران اشاره‌اي نكرد.

وی با تاکید بر اینکه امروز ما اسلامی را قبول داریم که در ایران مستقر است، افزود: «من در سخنرانی خود دین و اندیشه ناب را اسلام ایرانی دانستم.»

او در پاسخ به سئوال خبرنگار دیگری مبنی براینکه آیا شما از هوشنگ امیراحمدی برای شرکت درهمایش ایرانیان مقیم خارج از کشور دعوت كرده‌ايد یا نه، گفت: «اگر آقای امیراحمدی دعوت شده بود در همایش حضور پیدا می‌کرد و دعوتنامه‌ای هم که روزنامه کیهان منتشر کرده جعل این روزنامه است و من نمی‌فهمم که چرا این روزنامه این قدر اصرار دارد که ایرانیان را منفی جلوه دهد، چه منفعتی را دنبال می‌کند که تصویر منفی از نخبگان ایرانی در سراسر دنیا ارائه بدهد. البته مدیر مسئول کیهان قبلا هم اتهاماتی به من زده و حالا هم می‌خواهد به زور اینها را به من بچسباند.»

مشایی اضافه کرد: «من به قدر کافی شجاع هستم. ضمن اینکه بنده می‌خواهم اثبات کنم که اميراحمدي را دعوت نکرده‌ و علیه او شکایت نیز کرده‌ام. آن وقت چطور می‌توانم دعوتش کنم و شکایت خود را نقض کنم. ایشان اصلا فکر نمی‌کند و حرف می‌زند و کسی این حرف‌ها را باور نمی‌کند.»

مشايي همچنین در بخش دیگری از سخنانش و در پاسخ به این سئوال که دستاوردهای همایش ایرانیان مقیم خارج از کشور چه بود، گفت: «درهمایش عده‌ای می‌خواستند بگویند که ایرانیان مقیم خارج از کشور با نظام و دولت جمهوری اسلامی مخالفند و مشکل دارند و از سوی نظام‌های سلطه گر و رژیم صهیونیستی تبلیغات منفی صورت گرفته بود که حضور ایرانیان مقیم خارج از کشور در ایران همه این تبلیغات منفی و مذموم را پاک کرد.»

از سوي ديگر، احمد توكلي با انتقاد شدید نسبت به اظهارات اخیر مسئول دفتر رئیس جمهور مبنی بر لزوم ترویج «مکتب ایرانی» به جای «مکتب اسلام»، ضمن بیان اینکه مجلس در قبال این مواضع سکوت نخواهد کرد، از رئیس جمهور خواست تا تکلیف خود را نسبت به مشایی و موضع‌گیری‌هایش روشن کند.

رييس مركز پژوهش‌هاي مجلس افزود: «مواضع انحرافی جدید آقای مشایی مبنی بر اینکه "برداشت‌های متفاوتی از اسلام وجود دارد، تبلیغ مکتب اسلام وظیفه ما نیست بلکه باید مکتب ایران را به جهان بشناسانیم"، توهمات ذهن بیماری است که با مبانی اسلام، با قانون اساسی و مصالح ایران عزیز سازگار نیست.»

توكلي گفت: «این توهمات نه تنها خیانت به اسلام بلکه خیانت به ایران است. چه کسی است که از تاریخ و جغرافیای ایران مطلع باشد و نداند که آنچه اقوام مختلف ایران را به هم گره زده است، اسلام است.»

عضو شاخص فراکسیون اصولگرایان مجلس گفت: «این سخنان از حیث ملی تسهیل کننده مقاصد دشمنان ایران است که به منابع و منافع ملت ایران چشم طمع دوخته اند و از حیث منطقه ای نیز ضد مصالح نهضت اسلامی است که تنها جریان مقاومت در برابر فزون طلبی امپریالیسم و صهیونیست جهانی است.»

وی ادامه داد: «البته اگر پست‌های رسمی و مهم این فرد نبود این خزعبلات که روایت دسته چندم پلورالیزم دینی و و ناسیونالیسم منحط دروغین و اسلام منهای روحانیت است، ارزش اعتنا نداشت.»

۴.۳۳

دیدگاه‌ها

Anonymous (تایید نشده)
این فرمایش جناب توکلی را باید در کتب تاریخ مدون ایران وارد کرد که : «این توهمات نه تنها خیانت به اسلام بلکه خیانت به ایران است. چه کسی است که از تاریخ و جغرافیای ایران مطلع باشد و نداند که آنچه اقوام مختلف ایران را به هم گره زده است، اسلام است.» لابد در طول هزاره ها پیش از مشرف شدن به دین مبین آنچه "اقوام مختلف ایران را به هم گره" میزده، سریشم بوده است.

Anonymous (تایید نشده)
وقتی که احمد توکلی ،علی مطهری ،حسین شریعتمداری ،پاچه مشای را گاز می گرند !!! حتمن گفتهای مشای را تی چند سال گذاشته شنیدید ،از دوستی با مردم اسراییل ،و به تازگی در مورد نیکناامان تاریخ ایران ،از جمله ،کورش ،داریوش ،آرش کمانگیر ،رستم و سهراب ،اینکه مشای از چهرهای ملی دفاع میکند ،در کابینه احمدی نژاد ،پدیده تازه ای هست ،با توجه به اینکه طی چند ماه گذشته خود احمدی نژاد ،از برخی ادوار تاریخ پیش از اسلام الکن و نارسا چیزهای میگوید ،حال پرسش اینجاست ،که چه عملی منجر به این شده ،که احمد توکلی و شریعتمداری ،دیگ اسلامی اشان به جوش آمده ،نکند همان واژه قدیمی عامیانه اینجا کار برد دارد ،که میگویند برخی که زورشان به اوللاغ نمیرسد ،پالانش را چنگ میزنند 1

Anonymous (تایید نشده)
بله، مشایی جزیی از نظام حاکمه و معلوم نیست انگیزه او از مطرح کردن مکتب ایران چی بوده. با این همه اینکه او از فرهنگ کهن ایران با تجلیل یاد کرده کاریه با ارزش. علی و حسین و تقی هیچ وقت جای رستم و اسفندیار را نخواهند گرفت.

Anonymous (تایید نشده)
اکبر گنجی تحلیل خوبی از این داستان کرده: "اکبر گنجی، نویسنده و تحلیلگر مسائل سیاسی، در توضیح جدالی که بین اصولگرایان حول "مکتب ایران" و "مکتب اسلام" درگرفته می گوید : در بادی امر باید گفت که در این مورد زمینه و موضوع نزاع خیلی روشن نیست. گذشته از این، باید این نکته را نیز روشن کرد که چه چیزی اصل است و چه چیزی فرع یا به تعبیر دیگر چه چیزی در خدمت چه چیز دیگری است. می دانیم که آقای خمینی در حوزۀ دین بر این نظر بود که همه باید فدای اسلام و قرآن بشوند و حتا اگر همۀ ایران هم فدای این دو بشوند نه فقط اشکالی ندارد، بلکه تکلیفی شرعی است. بینش مقابل این است که اساساً دین آمده است برای انسان و نه برعکس. یعنی دین آمده است تا در خدمت انسان باشد و به انسان کمک بکند. لذا، اگر انسان و زندگی سعادتمندانۀ او را در این جهان اصل بگیریم، همه چیز از جمله دین باید در خدمت انسان باشد. اگر به عنوان مسلمان دینی بنام اسلام داریم، این دین آمده است برای خدمت به انسان و برای یاری رساندن به او به منظور رسیدن به یک زندگی بهتر، یک زندگی معنوی تر... آنچه فرهنگ ما ایرانیان را تشکیل می دهد، واقعیتی است مرکب از سنن ایرانی، اسلامی و غربی. این فرهنگ یا هویت فرهنگی یک لباس چهل تکه است. البته اگر ساختار جمعیتی را در این ترکیب دخالت دهیم به تصویر دیگری دست می یابیم. به این معنا که اکنون هفتاد درصد جمعیت ایران – یعنی چیزی نزدیک به پنجاه میلیون نفر – زیر 35 سال دارند و بر این اساس باید توضیح بدهیم که این جمعیت به کدام یک از ترکیب ها و عناصر سازندۀ فرهنگ ایران تمایل دارد. از این گذشته سخنان اسفندیار رحیم مشایی یا احتمالاً خود محمود احمدی نژاد هیچ چیز تازه ای نیست. اگر به مجادلات اوایل انقلاب 57 رجوع کنیم، می بینیم که مثلاً مهندس مهدی بازرگان در کتاب "انقلاب در دو حرکت" نوشت : فرق من و آقای خمینی این است که از نظر آقای خمینی ایران باید در خدمت اسلام باشد، در حالی که من می گویم اسلام باید در خدمت ایران باشد. از این گذشته، آحاد و عناصر اصولگرایان غالباً با آقای احمدی نژاد مخالف هستند. آنچه تاکنون احمدی نژاد را حفظ کرده و باعث دوام وی شده، حمایت بی چون و چرای رهبر جمهوری اسلامی از او بوده است. اگر یک لحظه آقای خامنه ای چراغ سبزی نشان بدهد و دست از حمایت از او بردارد، اصولگرایان هیچ رحمی به احمدی نژاد و داردسته اش نخواهند کرد. از سوی دیگر، احمدی نژاد و تیمش می کوشند حرف هایی بزنند که حتا بعد از پایان دورۀ دهم ریاست جمهوری بتوانند نیروهایی را به خود جذب کنند. در واقع، اینان می فهمند که این کشور یک نسل جوان پنجاه میلیون نفری دارد و در نتیجه می خواهند حرف هایی بزنند که برای این نسل دلنشین باشد. برای خود اصولگرایان هم دین امر جدی اصلاً نیست. در کشور ما دین بازیچۀ صاحبان قدرت است. در دورۀ آقای خمینی هم همین بود. آقای خمینی هم می گفت : حکومت اگر مصلحت بداند می تواند تمام احکام اولیه اسلام را تعطیل بکند. اصل حفظ نظام است و حفظ نظام از اوجب اجبات است. خوب، با این حساب چرا احمدی نژاد و دارو دسته اش با دین چنین رفتاری نکنند. چرا وقتی همه این کار را می کنند مجاز است، ولی اگر آقای احمدی نژاد بکند نامجاز است. حرف های آقای احمدی نژاد حساب شده است، اما از سر اعتقاد نیست. حرف هایی است برای رأی جمع کردن و طرفدار جمع کردن. همانطور که دلارهای نفتی را ساک ساک برای جلب طرفدار پخش می کنند، اینجا هم با این حرف ها دست به اقدام مشابه می زنند." منبع:http://www.persian.rfi.fr/%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%B7%DB%8C%D9%81-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-20100806/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86

Anonymous (تایید نشده)
با گنجی کاملا موافقم که دین ملعبه ایی برای حفظ قدرت شده، . فقط این جمله گنجی دلیل را به خوبی باز نمیکند . اینکه " آنچه تاکنون احمدی نژاد را حفظ کرده و باعث دوام وی شده، حمایت بی چون و چرای رهبر جمهوری اسلامی از او بوده است". طرفداری بی چون و چرا ی رهبری از احمدینژاد برای چیست ؟ تا به حال برداشت بعضیها ها این بود که خامنه یی به دلیل اصول گرایی دینی احمدینژاد هوای او را دارد، در حالیکه تمام دعواها ظاهرا فقط سر لحاف ملا و به دلیل حفظ قدرت یک جناح بوده ا ست و احمدینژاد ظاهرا طرفدار پادشاهی خامنه ایی هست یا لا اقل تا کنون بوده است, چون به حفظ همدیگر کمک میکنند. به عبارتی برداشت من از سخنان گنجی این است که احمدینژاد یک طرفش به ولایت متصل به مصباح و رادیکالیسم اسلامی وصل است و یک طرفش برای جلب جوانان به مشایی که تظاهر به ایرانی گری و ملی گری میکند, کمی فلفل نمک هسته ایی هم به قضیه اضافه کنید، دستور آشپزی آشپزخانه نظام حاکم ایران میشود. حالا اینکه آن جوانان تشنه آزادی چطور همزمان هم داستانهای اسفندیار خان را باورمی کنند یا کرده اند و هم به دلیل موارد شخصی و غیر سیاسی مثل داشتن دوست جنس مخالف یا نداشتن حجاب در دانشگاه یا خیابان ،تحقیر شده اند، سوالی است که مغز من از جواب دادن به آن قاصر است.

Anonymous (تایید نشده)
انگار درباره این نکته به خصوص اصل مطلب این است که نباید این تقابل میان ایران گرایی و اسلامگرایی اینها را به هیچ عنوان جدی گرفت. اسلامگرایی و ایرانگرایی در این سخنان هر دو از محتوی خالی و فقط ابزارهایی اند برای قدرت طلبی، دقیقا در تقابل با دیدگاهی که دین یا ملیت را در خدمت انسان می خواهد...