تاج‌گذاری دیکتاتور | بلاگستان | صفحه اصلی
نظرات (20)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

تاج‌گذاری دیکتاتور

۰۱ دی ۱۳۸۸ امید حبیبی‌نیا
image

روز پس از تشییع جنازه آیت‌الله منتظری، برخی از روزنامه‌های دولتی به اشاره معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد از لقب «امام خامنه‌ای» برای رهبر جمهوری اسلامی استفاده کردند.

 

لقب امام دادن به رهبری که در اوج بدنامی و نفرت در نزد افکار عمومی قرار دارد بار دیگر نشانه‌ای است از نعل وارونه‌ای دستگاه تبلیغاتی و اتاق‌های فکر دولت احمدی‌نژاد بر سم یابوی خود زده‌اند.

براساس یک نظرسنجی دولتی که نتایج آن اخیرا در اختیار برخی از مراکز قرار گرفته است، محبوبیت «امام خامنه‌ای» به نسبت سال گذشته بیش از «پانزده درصد» کاهش یافته است. این در حالی است که معمولا در نظرسنجی‌های دولتی پاسخ‌گویان جرات ابراز مخالفت علنی  و سند به دست دشمن دادن ندارند، اما نگارنده به خاطر می‌آورد در تمام نظرسنجی‌هایی که به دست وی در پژوهش معاونت سیاسی صدا و سیما می‌رسید خامنه‌ای وضعی رقت بار داشت و در اغلب مواقع دومین دولت‌مرد محبوب پس از رئیس جمهور وقت در همین نظرسنجی‌های مغلوط و دستکاری شده بود.

بیش از سی سال پیش همین لقب برای خمینی به وی قدرت و کاریزمایی دهشتناک بخشید که وی که در «نوفل لوشاتو» سخنانی کمابیش معقول در محدوده شعور مذهبی خود مانند "عدم دخالت روحانیون در حکومت، آزادی زنان در پوشش، آزادی بیان برای همه ، حتی کمونیست‌ها و مراجعه به آرای عمومی" می‌زد به محض آنکه پای‌اش به کشور رسید کاری کرد که به قول منتظری روی شاه را در دیکتاتوری و جنایت سفید کرد.

نخست فاتحه جمهوری را خواند و با رفراندم جمهوری اسلامی با یاری بهشتی و دیگران قوانین جزائی متوحشانه ای را حاکم کرد که از جمله آنها تبعیض براساس تفاوت بود و سپس با یاری منتظری اصل ولایت فقیه و سایر قوانینی که به دیکتاتوری منتهی می‌شد را وارد قانون اساسی کرد، منتظری اما خود گفته است از نتیجه عملی ولایت فقیه خبر نداشته است و با تجربه‌ای که با خمینی و سپس خامنه‌ای یافت در پایان عمر به اشتباه خود اعتراف کرد.

اگر عنوان امام برای خمینی سبب شد تا با قداست روحانی‌اش دستور هر جنایت، توطئه و دسیسه‌ای را بدهد، این عنوان کمکی به خامنه‌ای نخواهد کرد چرا که نه خامنه‌ای، خمینی است و نه این دوران، آن دوران. به قول مارکس همه پدیدارهای تاریخ دوبار تکرار می‌شوند یک بار به شکل تراژیک ، و بار دیگر به شکل کمدی سخیف!

این روزها همگان در باره منتظری می نویسند «موج زدگی» خصیصه نخست طبقه متوسط است اما فراموش می کنند که نقش منتظری در تحکیم قدرت خمینی را یادآوری کنند چیزی که منتظری خود در واپسین سالهای حیات ش به انتقاد از خود پرداخت.

اصلاح‌طلبان در حالی اشک برچشم از منتظری سخن می‌گویند که خود در صف نخست توطئه و دشمنی با منتظری برای برکنار کردن وی از قدرت بودند و یا حداقل در آن روزگار که منتظری به دلیل انتقادهای‌اش از همین امامی که سنگش را بر سینه می‌زنند تنها بود، خفقان گرفته بودند تا کرسی نخست وزیری و وزارت و ریاست مجلس و قدرت خود را از دست ندهند، همان‌ها که شاگردی‌اش را می کردند از پشت به او خنجر زدند و همان‌ها که در مقام فرزندی او بودند رنج‌نامه نوشتند و انشاء نویس عزل او شدند.

حال رانده شدگان از قدرت در عزای منتظری اشک می‌ریزند گویی از یاد برده بودند که همین هفته پیش به برخی از جوانان کم حافظه توصیه کرده بودند که عکس دیکتاتور و جنایتکار بزرگ را بردست بگیرید، توصیه‌ای که صدای بسیاری از مقلدان‌شان را هم درآورد و منتظری را ناچار کرد تا به لفافه بر جنایات خمینی انگشت گذارد و نهیب بزند که او معصوم نبود.

آنها که کعبه آمال‌شان خمینی ست و آرزوی بازگشت به دوران طلایی «امام خمینی» را می‌کنند در واقع آرزوی بازگشت به فرمانروایی بی چون و چرای دوران حاکمیت مطلق «جناح چپ» که از اتفاق عمله همه جنایات و قتل عام ها و ویرانی کشور در دوران خمینی بود را دارند.

مشکل این حضرات البته نه مردم بلکه قدرت است، برای رسیدن به قدرت حاضرند عکس خمینی که هیچ عکس شیطان را هم به دست بگیرند.

آنها که در دست‌بوسی خمینی با علم و مشارکت در تمام جنایت‌ها و مصائب بی نظیری که در دوران او رخ نمود بر یکدیگر سبقت می‌جویند و اکنون بر سر میراث او با خامنه‌ای دست به یقه شده‌اند نه از منتظری چیزی آموخته‌اند و نه حتی از پس توجیه مقلدان خود که کورکورانه آنها را الگوی رهبری «جنبش سبز» قرار داده‌اند برمی‌آیند.

جنبشی که آنها خود را رهبر آن تصور می‌کنند چانه‌زنی بر سر قدرت یا لحاف ملا یا به گفته حضرات «دعوای خانگی» است حتی اگر لنگه کفشی هم بخورند یا ذره‌ای هم اسپری فلفل استشمام کنند، هدف و مقصدی جز بازگشت به دفتر ریاست جمهوری ندارد.

صدای منتظری که این جنبش و خواسته‌های مردم از حد شعارها و وعده های انتخابات گذشته و کلیت رژیم را زیر سوال برده و در صورت عدم پاسخ‌گویی به آن لاجرم منتهی به انقلابی دیگر می‌شود البته در گوش این آقایان عزادار نمی‌رود.

به گمان من از پس از شانزدهم آذر تکلیف و صف بخش مهمی از مردم با «شعارهای ساختارشکنانه» شان کاملا از تکلیف اصلاح‌طلبان حکومتی جدا شده و دیر یا زود در رویارویی با کل حاکمیت بالانس معادلات سیاسی و امید به تعیین تکلیف از سوی سیاست‌مداران شکست خورده که همه نظریات و تئوری‌ها و راهبردهای‌شان در این مدت اشتباه در آمده و به داستان‌سرایی هایی چون اختلاف در بیت رهبری یا احتمال کودتای ارتش و غیره روی آورده‌اند، بهم خواهد خورد.

حال بگذار آقایان، کاسه‌های نذری‌شان را از ختم منتظری پر کنند، منتظری حتی به عنوان یک مرجع دینی که به ناچار باید به بسیاری از احکام اسلامی مقید می‌ماند از اصلاح‌طلبان حکومتی بسیار پیشرو تر و علیرغم سادگی‌اش و نابلدی‌اش در علم سیاست (به معنایی که طرفداران خمینی و خامنه ای در عمل به کار بستند) از آنها طبعا صادق‌تر به نظر می‌آمد.

بسیاری از «موج سبزی‌ها»ی متعصب و حقوق‌بگیران رسانه‌های آنها اکنون در فقدان منتظری جامه سیاه پوشیده‌اند (حتی سایت اصلاح‌طلب بالاترین که سایت شخصی نیست هم عزادار می شود!) اما کلامی از جفایی که رهبران‌شان در حق منتظری کردند سخن نمی‌گویند، کلامی از دست داشتن همه این آقایان در جنایات امام خمینی سخنی نمی‌گویند و هرگاه که به مصلحت باشد به زیر عبای «امام» می‌خزند. در عالم واقع اما برخلاف نظر طرفداران خمینی و خامنه‌ای این سیاست نیست، این روس...گری است!

ارزیابی این خبر:

4.05

Subscribe to comments feed نظرات (19 نوشته شد):

عین الله در ۰۱ دی ۱۳۸۸
دستت درد نکنه، نیک‌آهنگ. ملت ایران هنوز در رویای ترقی زیر بیرق اسلام است، انگار نه انگار که ۱۰۰ سال گذشته بر ما گذشت و تاریخش را خواندیم! جالب بود اگر موسوی در جای «اَ.ن» نشسته بود و میدیدیم که او و «خ‌.ر» چگونه غنایم ایران را تقسیم میکنند.
شاهین در ۰۱ دی ۱۳۸۸
دمت گرم. بعد از منتظری یکی پیدا شد حرف دل منو بزنه.داشتم از دیدن همه سیاسی بازی میمردم. تو کجا بودی امید جان تا حالا.۱۰۰۰ بار میخواستم این حرفارو بزنم جملشو پیدا نمیکردم. اسم من هم کنار اسمت بنویس که من چندین هفته هست میخوام همینو بگم جون داداش.
Oskol Nabin Che Rizeh در ۰۱ دی ۱۳۸۸
<b>

امام خامنه ای ؟؟؟ !!!!
نیم ساعت داشتم می خندیدم.
پویا در ۰۱ دی ۱۳۸۸
همه این حرفها درست. اما این وسط تکلیف کسانی مثل ما که در جستجوی ذره ای آزادی و دموکراسی هستیم چیست؟ به کدام ریسمان باید چنگ بیاندازیم؟ مگر به جز اصلاح طلبها، اوپوزیسیون دیگری وجود دارد؟ هیچ می دانید که در شرایط فعلی جبهه گیری بر علیه اصلاح طلبها به نفع چه کسانی تمام می شود؟ پاسخ ساده است. خامنه ای و دار ودسته اش. مگر ندیده اید به محض اینکه از اصلاح طلبها انتقادی می شود کیهان با چه ذوق و شوقی آن را به چاپ می رساند؟ موضع گیری بر علیه اصلاح طلبها در شرایط کنونی کاری خردمندانه نیست زیرا نفعش برای جناح حاکم و زیانش برای مردم است.
نام در ۰۱ دی ۱۳۸۸
-2
آقاي "عين"الله. لطفا "چشم"تون رو باز كنيد و ببينيد كه نويسنده اين مطلب نيك آهنگ نيست. اين جور تندنويسي هاي خطرناك از انديشه و قلم يك آدم دور انديش و اهل فكر بيرون نمي آد.
پي نوشت: اين حرف لزوما به معني تاييد آيت الله منتظري در زمان قدرت داشتن او نيست.
پری‌سیما جنوبی در ۰۱ دی ۱۳۸۸
"این گونه تندروی ها"... یعنی چه؟ باید ما هم خودمان را سانسور کنیم؟ نباید جنایات خمینی را گفت چون تفرقه می افتد؟ نباید گفت همین آقای خاتمی که دل همه را برده حتی به خودش زحمت نداد برود قم تشییع جنازه؟ نباید گفت همین آقایان اصلاح طلب چه دماری از روزگار منتظری درآوردند؟ و حالا خوشمزه تر از این و خنده دار تر این جاست که عکس خمینی دست می گیرند و به نفع منتظری شعار می دهند و چرخو برای ملا فتح الله می ریسند.

چرا باید خودمان را سانسور کنیم؟ چه تندروی؟

من از نیک آهنگ خواهش می نم استدعا می کنم این کامنت را سانسور نکند. مگر تاریخ هرکی هرکی است؟

چرا مردم نباید بدانند که همین سید محد خاتمی دردانه ی ملت، کسی بود که مجدانه از اعدامهای دهه ی شصت خمینی دفاع می کرد و در پاسخ مهندس بازرگان که گفت خونریزی بس است جواب داد: حالا وقت فکر کردن و رافت نشان دادن نیست! این ها مزدور آمریکا هستند و باید اعدام شوند! همین آقای خاتمی مهر تایید زد بر تجاوز در دهه ی شصت.

همین آقا چرا تا به حال یک بیانیه ی درست و درمان صادر نکرده است؟ کجاست؟

از همه ی شما سوال می کنم از همه و از نیک آهنگ بیشتر:

آیا جوانهای مردم خون می دهند، خانواده ها داغدار می شوند که آقای خاتمی که خواب شورای رهبری را به همدستی رفسنجانی دیده تعبیر بشود؟ آیا خواهر من و برادر من کشته می شوند که قدرت نه به دست مردم بلکه به دست نوچه های دام ظله بیافتد؟

تندنویسی خطرناک؟ از چی صحبت می کنید؟ بنده یادم هست سالهای ۵۵ و ۵۶ ملت می گفتند "شاه برود! سگ بیاید!" یعنی نمی دانستند بعد از آن چه می خواهند بکنند. اگر کسی می خواست حرف از خمینی بزند می گفتند آِ خفه! تفرقه نیاندازید! حتی مرحوم گلسرخی را هم جو گرفته بود. شاه رفت و سگ آمد و هنوز هم نمی شود اسم خمینی را آورد چون تند روی است!

ما ملت حافظه ی تاریخی نداریم و خوش داریم فقط خودمان را گول بزنیم. اگر سال ۵۶ همین بحث ها بود و اجازه ی نقد به مردم داده می شد توی همین حسینیه ی خوره زده ی ارشاد! کسی افسارش را دست خمینی نمی داد.

ما درد دلمان را کجا باید بگوییم نیک آهنگ جان؟ کجا؟ اگر قرار است تو هم سانسورمان کنی.

اگر نتوانیم حرف بزنیم هیچ بعید نیست که از جایی که ظن نمی بریم یک میلیتاریسم و خشونت زشتی جامعه را بگیرد. یا تحفه هایی مثل مجاهدین خلق روی سرمان آوار شوند یا دوباره چند هفته مانده به پیروزی یک "امام" دیگر منتها این بار خیلی فکلی تر به نافمان ببندند و به خانه هامان برگردیم و سی سال بعد در جواب بچه مان بگوییم:

- نه بابا جان! من توی تظاهرات نبودم!
یک ایرانی زنده و سبز در ۰۲ دی ۱۳۸۸
-7
ننگ بر این دولت مردم فریب .
یا حسین میرحسین
زهره در ۰۲ دی ۱۳۸۸
من هم نگراني پويا را دارم اما ديگر جاي اين نيست كه نگران اين باشيم كه اگر اصلاح طلبان نباشند چه كنيم، ديگر نمي توان ساه انگاري كرد و كساني كه افتخار خود را بودن در زمان ديكتاتور اصلي مي دانند براي ما قابل قبول نيستند اگر كسي مي خواهد همراه جنبش باشد بايد از گذشته خودش مبني بر همراه امام بودن و افتخار به آن دوران سياه چشم بپوشد
امیرحسین در ۰۲ دی ۱۳۸۸
-1
http://www.roozonline.com/persian/tanssatire/tans-satire-article/article/2009/december/21//-6591671fe5.html
Nima در ۰۲ دی ۱۳۸۸
-7
من با روح و زمینه این بحث مخالف نیستم با اینکه کمی تنده تقریبا درسته
ولی خیلی خیلی متاسفم از حرف های حاشیه ای و کیهانی ای که دوستان مطرح میکنند
به نظر میاد جنبه عاقلانه صحبت کردن نداریم مثلا:
"آیا جوانهای مردم خون می دهند، خانواده ها داغدار می شوند که آقای خاتمی که خواب شورای رهبری را به همدستی رفسنجانی دیده تعبیر بشود؟"
یا
"بسیاری از «موج سبزی‌ها»ی متعصب و حقوق‌بگیران رسانه‌های آنها اکنون در فقدان منتظری جامه سیاه پوشیده‌اند"
خاتمی که خواب شورای رهبری را بیند؟؟؟؟!
حقوق‌بگیران رسانه‌های سبز؟؟؟!
میبینید سیستم اطلاعاتی حضرات چطور تو ذهنتون رسوخ کرده که اینطور آب به آسیاب دشمن میریزید؟
یه لحظه احساس کردم دارم کیهان میخونم
بابا ترا به خدا تعادل خیلی باید مراقب بود
ممنون از تحليلت خود نويس عزيز. اصولا ديكتاتورها در اواخر عمر حكومتشون احمق تر ميشن. امام خامنه اي : حتي از لحاظ زبانشناسي و زيبايي شناسي هم عبارت نا موزون و خنده داريه.
علی در ۰۲ دی ۱۳۸۸
-1
من با کامنت پویا موافقم. برخی از دوستان به نظر می رسد که خیلی آرمان گرا هستند. دوستان توجه داشته باشند که اگر دنبال کسی می گردند که سی سال زندگی سیاسی خود هیچ اشتباهی نکرده باشد بدنبال چیزی غیرممکن می کردند. آیا خود شما تاکنون هیچ تصمصم اشتباهی نگرفته اید. موسوی امروز بسیار منطقی تر و پخته تر از موسوی ۲۰ سال پیش است. نقد گذشته را فقط باید برای درس گرفتن انجام داد نه کینه ورزی. وقتی که آقای منتظری خودش از نقش افراد اصلاح طلب در آنچه بر او گذشت، بنا به دلایلی چشم پوشی کرد ما نباید وقت و انرژی خود را صرف این گونه بحثها کنیم. علت اینکه نظام جمهوری اسلامی تا کنون هیچ گروه مخالف جدی نداشته است، تلاش نسبتا موفق در دامن زدن به اختلافات گروههای مخالف با همدیگر بود. شما نگاه کنید که هنوز هم ملی گرایان و مشروطه خواهان پس از ۵۶ سال هنوز در مورد ماهیت کودتا یا قیام مردمی بودن حوادث مرداد۱۳۳۲ باهم کشمکش دارند. مورد دیگر نقش دکتر سروش در جریانات انقلاب فرهنگی است. بعد از اینکه نظام نتوانست در مقابل منطق علمی دکتر سروش مقاومت کند تمام تقصیرهای تسویه حسابهای گذشته را به گردن او انداخت و متاسفانه افرادی هم که از جریانات بعد از انقلاب فرهنگی آسیب دیده بودند ناآگاهانه با این ترفند همراه شدند. در هر صورت من فکر می کنم که ما باید اختلافات جزیی و کینه های گذشته را کنار گذاشته و هدف خود را بر سر رسیدن به دموکراسی واقعی تعیین کنیم. در راه رسیدن به این هدف هم از کمک همه مردم ایران با گرایشهای سیاسی و مذهبی مختلف استفاده کنیم. موسوی هم می تواند برای جلب آرای مردم برای بازسازی دوران امام خودش تلاش کند. مشروطه خواهان هم حق داشته باشند که برای برقراری نظام سلطنتی تلاش کنند. جمهوری خواهان سکولار نیز آزادانه بتوانند فعالیت کنند. به حقوق اقلیتهای قومی و مذهبی از جمله بهاییان و سنی ها هم احترام گذاشته شود. وقتی که این آزادیها محترم شمرده شوند خواهیم دید که گروههای مختلف حتی افراطیها مجبورند برای رسیدن به ایتلاف، مواضع خود را اصلاح کرده و با همدیگر متحد شوند تا بتوانند در انتخابات پیروز شوند. همان چیزی که دکتر سروش سالها پیش در مقاله آزادی چون روش به آن اشاره کرد. تنها در این صورت است که سیاست ورزی از تلاش برای تهییج احساسات، به یک رویه خردورزانه تبدیل و وحدت ملی واقعی شکل خواهد گرفت. نقطه قوت جنبش سبز آن است که هیچ کسی را غیرخودی نشمرده است. موسوی در دامی که حاکمیت برایش پهن کرده بود و می خواست که او را مجبور به موضعگیری در مقابل حمایت گروههای غیرمذهبی و یا شعارهایی مانند جمهوری ایرانی بکند نیفتاد و علیرغم تاکید بر موضع خودش به سرزنش کسانی که شعار متفاوت دادند نپرداخت. ما نیز نباید انتظار داشته باشیم که او به همه چیز پشت پا بزند و موضعی رادیکال اتخاذ کند. چرا که این کار بسیار پرهزینه بوده و در حد توان بسیاری از هواداران جنبش نیست. ما مجبور هستیم که آهسته و پیوسته حرکت کنیم. مشروعیت نظام به شدت آسیب دیده است و ادامه روند کنونی باعث خواهد شد که قدرت سرکوب نظام به مرور فرسایش بافته و بعد از آن مجبور به کوتاه آمدن و یا ادامه مسیر تا سقوط نهایی خواهد بود. موفق و سلامت باشید.
maryam در ۰۲ دی ۱۳۸۸
دیکتاتور ها دیکتاتور به دنیا نمی آیند ما از آدمهای معمولی دیکتاتور میسازیم.
به نظر من چیزی که ما لازم داریم یک رهبر نیست بلکه احترام به شعور جمعی است و اینکه بپذیریم دموکراسی واقعی چیزی نیست که رهبران فعلی اصلاحات دنبالش هستن چون انها در گذشته این فرصت را داشتن و نشون دادن که بیشتر از هر چیز به منافع خودشون اهمیت میدهند و نه چیز دیگری . من با این مقاله موافقم و فکر میکنم بجای اینکه دنباله رو کسی باشیم سعی کنیم کمی فکر کنیم و گذشته ها رو از یاد نبریم.
ضمنا انهایی که الان تو خیابون آدم میکشند هم تابع حرفهای رهبرشون هستن و تنها مشکلشون هم اینه که خودشون فکر نمیکنن
بیژن در ۰۳ دی ۱۳۸۸
من با نظر خانم پری سیما کاملا موافقم و نیازی به تایپ دوباره همون نظرات نمیبینم...... حرفهای دوست خوبمون علی در حرف خیلی زیباست اما در عمل ما رو به همون سمتی میبره که انقلاب ۵۷ برد..... متاسفانه با بهانه ی جلوگیری از تفرقه به وضوح داریم اشتباهات گذشته رو تکرار میکنیم و باز به سمت حکومت اسلامی ، دوران امام!! ، دموکراسی دینی !! ، و تمام ایدئولوژی های منسوخ شده و واپسگرایانه رهبران خود خوانده جنبش سبز میریم ........ فرصتهای جنبش سبز محدوده .... سریعتر باید که این جنبش از این دیدگاهها فاصله بگیره و تکلیفشو با این رهبران محافظه کار معلوم کنه.
علی در ۰۳ دی ۱۳۸۸
-4
بهترین نتیجه ای که میتوان با این تندروی ها گرفت یک انقلاب دیگر است که اول بدبختی جدیدی برای مردم است.با کمی تعقل و پایین آوردن سقف مطالبات خودمان وبا داشتن صبر میتوانیم ازحمایت از اصلاح طلبان شروع کرده و با پیگیری مطالباتمان در سالهای آینده کم کم به دموکراسی واقعی نزدیک شویم ضمن اینکه به این روش به دلیل نهادینه شدن آهسته دموکراسی در جامعه به دموکراسی با ثبات تری نیز میرسیم.
ساسان در ۰۳ دی ۱۳۸۸
-6
با سلام با توجه به بافت فرهنگی ایران که طی صدها سال تشکیل شده به نظر من فقط سلطنت مشروطه برای ایران مناسب است سلطنتی که تکلیف و سرنوشتش به دست مردم باشد
سامان در ۱۹ مرداد ۱۳۸۹
عزیز حالت خوش نیست !!!
هما در ۰۴ دی ۱۳۸۸
با تشکر از آقای حبیبی نیا برای تحلیل دقیق و هوشمندانه شان من نیز بر این نظرم که اکنون بهترین فرصت برای گفتگو و بحث در باره سرنوشت آینده کشور است و با توجه به اینکه اکثریت مردم چشم امیدی به اصلاح طلبان همسو با جمهوری اسلامی ندارند بهتر است با نقد برنامه ها و روش ها برای آینده محیا شویم چه اگر غیر از این باشد همان بلایی سرمان می آید که در سال ۵۷ آمد و آخوندها با توجه به ناآگاهی مردم سوار موج شدند چون آن وقت هم تا کسی می خواست به آخوندها اعتراض کنند دیگران ساکتش می کردند که حالا بزار شاه را سرنگون کنیم بعد که بعدش از چاله افتادیم توی چاه، موید باشید لطفا باز هم بیشتر بنویسید صدای ما و شما در این برهوت باید بیشتر شنیده شود.
banafsheh در ۰۸ بهمن ۱۳۸۸
اشتباه یک بار میشود دفعه دومی دیگر از نادانی سر چشمه میگیرد. سیاست با دین نمیشود. من در سال ۵۷ بودم و یکی از هواداران تغیر با فریاد مرگ بر شاه. نگاه کنید چه رفت با ما. در دلم به حال جوانان ایرانی گریه میکنم وقتی یادم میفتد داد میزدیم "خمینی خمینی قلب ما باند فردگاهه تو ست.
marcopolo در ۲۳ فروردین ۱۳۸۹
من با نظر دوستمان "یک ایرانی سبز و پویا" موافق هستم.
کسانی که در جنایت های انجام شده روی بهترین جوانان این وطن آن هم فقط بخاطر تفاوت در بینش دست داشته اند و یا یا در مصادر حکومتی بودند و هیچ اقدام واعتراضی نکردند حق ندارند در آینده این مملکت نقشی داشته باشند اینان بالغ بر سه دهه بر تمام امیدهای این مردم قلم بطلان کشیدند و کسانی که حتی شبها زیر نور تیر چراغ برق شهر درس خواندند و دکتر و مهندس شدند بسان خون آشامان تاریخ از هم دریدند نمی توانند جایگاهی داشته باشند و سینه زدن زیر علم آنها اشتباه محض است چرا که آزموده را آزمودن خطاست.من به کسانی که عشق وطن دارند توصیه می کنم صبوری پیشه کنند و در تاریکی روشنایی را پایش کنند، این عمود ظلم از پایه فاسد شده است و بزودی با اشتباهات تاریخی که مرتب در حال ارتکاب به آن ها است سرنگون خواهد شد و تا آن زمان قاطبه این ملت آنقدر با شعور خواهند بود که سکان این کشتی وامانده را دست بگیرند و بسان رضاه شاه کبیر و محمدرضا شاه فقید آن را به ساحل امن ایمن برسانند و مطمئن هستم در آن زمان ملت ایران اشتباه بهمن ۵۷ را هرگز تکرار نخواهد کرد. 
مجموعه نتایج: 19 | نمایش: 1 - 19

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

کیانوش رمضانی و جایزه مهمی برای کارتون ایران

کیانوش رمضانی و جایزه مهمی برای کارتون ایران
در میان خبرهای تلخ در باره محکومیت یک کارتونیست به تحمل ۲۵ ضربه شلاق، اخیرا اولین جایزه بنیاد جهانی «کارتون برای صلح» به طور مشترک به فیروزه مظفری، حسن کریم زاده، مانا نیستانی و کیانوش رمضانی تعلق گرفت. جایزه‌ای که از دست کوفی عنان گرفتند. با کیانوش رمضانی در این باره گفتگو کرده‌ایم....
هنرستان | خودنویس

مهدی خردزاده: انتخابات ریاست جمهوری ۹۲، دغدغه حکومت نیست

مهدی خردزاده: انتخابات ریاست جمهوری ۹۲، دغدغه حکومت نیست
یک کارشناس سیاسی با بیان اینکه «بازگشت به دوران پیش از ۸۸ با حذف احمدی‌نژاد» به هیچ‌وجه برای جمهوری اسلامی امکان‌پذیر نیست؛ دو مشکل اصلی حاکمیت را «پرونده هسته‌ای و شکاف و بریدن نیروهای وفادار به حاکمیت» می‌داند و می‌گوید از این‌رو حاکمیت تصمیم گرفته فعلا مسائل داخلی را براساس «توان نظامی» و «کنترل» پیش ببرد؛ مراقب «شکاف‌های خطرناک» باشد و عمده سرمایه خود را صرف بحران خارجی کند....
سیاست | سروش جعفری

حامیان احمدی‌نژاد: مصباح یزدی دروغ‌گو و متوهم است

حامیان احمدی‌نژاد: مصباح یزدی دروغ‌گو و متوهم است
یکی از حامیان احمدی‌نژاد در مطلب تندی به شدت به حیدر مصلحی٬ وزیر اطلاعات دولت حمله کرده و وی را تحت تاثیر سخنان «متوهمانه و کذب و دروغ» محمدتقی مصباح یزدی دانسته است. در رویدادی دیگر یکی از مخالفان مشایی هم عکسی را در صفحه فیس بوک خود منتشر کرد که باعث ایجاد بحث ذیل آن شده و فرزند احمدی‌نژاد هم با شرکت در آن به دفاع از مشایی پرداخته است....
سیاست | سروش جعفری

شاهین نجفی در گفتگو با روزنامه آلمانی: وضعیتم مشابه سلمان رشدی نیست

شاهین نجفی در گفتگو با روزنامه آلمانی: وضعیتم مشابه سلمان رشدی نیست
شاهین نجفی در گفتگو با روزنامه‌ی آلمانی «تاتس»، با بیان اینکه تهدید به مرگ را بسیار جدی گرفته، گفته است که وضعیتش با نویسنده کتاب آیات شیطانی متفاوت است....
جامعه | سروش جعفری

هم‌گرایی نهادها برای فتح رسانه های دیجیتال

هم‌گرایی نهادها برای فتح رسانه های دیجیتال
از صدا و سیما تا سازمان تبلیغات اسلامی و نهادهای مخابراتی، سر هرچیز که با هم اختلاف داشته باشد بر سر یک موضع متحد شده اند: مبارزه با فضای موجود اینترنت....
علمی-فن‌آوری | نسترن فرمانیان

ما را دنبال کنید